ایران ۱۴۰۵؛ چرا اعتراضات اقتصادی به بحران ساختاری مشروعیت تبدیل شده است؟
ایران ۱۴۰۵؛ چرا اعتراضات اقتصادی به بحران ساختاری مشروعیت تبدیل شده است؟
ایرانیان تحلیل _ ایران در آستانه ۱۴۰۵، دیگر صرفاً با موج‌های مقطعی نارضایتی اقتصادی روبه‌رو نیست؛ آنچه در لایه‌های زیرین جامعه جریان دارد، نشانه‌های یک بحران ساختاری در مشروعیت اقتصادی–اجتماعی است. سقوط ممتد ارزش ریال، فرسایش طبقه متوسط و بازتعریف مفهوم «اعتراض» در گفتمان رسمی، هم‌زمان رخ داده‌اند؛ اما پیامد نهایی، عبور جامعه از مرحله گلایه به مرحله پرسش از کارآمدی نظام تصمیم‌گیری است.

۱. اقتصادِ فرسوده؛ وقتی عددها از زندگی جلو می‌زنند

در دهه گذشته، اقتصاد ایران به‌تدریج از منطق «پیش‌بینی‌پذیر» خارج شده است. افزایش نرخ دلار و طلا، دیگر فقط شاخص‌های مالی نیستند؛ آن‌ها به شاخص‌های روانی جامعه تبدیل شده‌اند.

وقتی قیمت‌ها سریع‌تر از درآمد حرکت می‌کنند، فاصله‌ای شکل می‌گیرد که نه با یارانه پر می‌شود و نه با وعده. این شکاف، بستر اصلی اعتراضات اقتصادی امروز است.


۲. اعتراض اقتصادی؛ از معیشت تا معنا

اعتراض‌های اقتصادی در ایرانِ امروز، فقط واکنشی به گرانی نیست. آنچه تغییر کرده، معنای اعتراض است.

شهروند معترض دیگر نمی‌پرسد «چرا گران شد؟»؛

بلکه می‌پرسد:

«چرا سازوکاری برای جلوگیری از این وضعیت وجود ندارد؟»

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مسئله اقتصادی، به سؤال مشروعیت مدیریتی تبدیل می‌شود.


۳. تفکیک «اعتراض و اغتشاش»؛ نشانه بحران، نه راه‌حل آن

تلاش رسمی برای تفکیک «اعتراض» از «اغتشاش» در سطح گفتار، نشان می‌دهد حاکمیت نیز به تغییر ماهیت اعتراض‌ها آگاه است.

اما مسئله اینجاست:

تفکیک مفهومی، بدون اصلاح ساختاری، صرفاً زمان می‌خرد؛ بحران را حل نمی‌کند.

در جامعه‌ای که اعتراض اقتصادی گسترده می‌شود، مرزهای مفهومی وقتی مؤثرند که اعتماد عمومی هنوز زنده باشد؛ نه زمانی که فرسایش اعتماد، خودش بخشی از بحران شده است.


۴. طبقه متوسط؛ موتور خاموش ثبات اجتماعی

در اغلب کشورها، طبقه متوسط نقش ضربه‌گیر اجتماعی را ایفا می‌کند. اما در ایران، این طبقه در حال تحلیل رفتن است.

کوچک شدن سبد مصرف، از بین رفتن پس‌انداز و آینده نامعلوم، باعث شده طبقه‌ای که روزی مدافع ثبات بود، امروز به منتقد خاموش تبدیل شود.

این تغییر، خطرناک‌تر از اعتراض خیابانی است؛

چون بی‌صداتر اما عمیق‌تر عمل می‌کند.


۵. وقتی بحران اقتصادی، هویت سیاسی می‌سازد

در ایران ۱۴۰۵، اقتصاد فقط اقتصاد نیست؛

اقتصاد به چارچوب قضاوت سیاسی مردم تبدیل شده است.

شهروند، دولت و نهادها را نه با شعار، بلکه با قدرت مهار بحران‌های اقتصادی ارزیابی می‌کند.

در چنین وضعی، هر شوک اقتصادی، نه یک بحران مقطعی، بلکه آزمون مشروعیت تلقی می‌شود.


۶. جامعه در کدام مرحله است؟

جامعه ایران اکنون در مرحله‌ای قرار دارد که می‌توان آن را

«مرحله تردید ساختاری» نامید:

  • تردید نسبت به کارآمدی
  • تردید نسبت به آینده
  • و تردید نسبت به امکان اصلاح در چارچوب‌های موجود

این مرحله، لزوماً به انفجار منجر نمی‌شود؛

اما اگر مدیریت نشود، به فرسایش مزمن مشروعیت ختم خواهد شد.


۷. چرا پاسخ‌های مقطعی دیگر کافی نیست؟

بسته‌های حمایتی، وام‌های کوتاه‌مدت و تصمیم‌های ضربتی، شاید اثر روانی کوتاه داشته باشند؛ اما بحران امروز ایران، ساختاری است.

بحرانی که به سیاست ارزی، نظام بودجه، شفافیت تصمیم‌گیری و رابطه دولت–جامعه گره خورده است.

بدون اصلاح این ریشه‌ها، اعتراض اقتصادی باقی می‌ماند؛ حتی اگر شکل آن تغییر کند.


جمع‌بندی تحلیلی

ایران ۱۴۰۵ در نقطه‌ای ایستاده که اعتراض اقتصادی دیگر «اتفاق» نیست؛

بلکه نشانه یک وضعیت پایدارِ ناپایدار است.

ادامه این مسیر، جامعه را نه ناگهان، بلکه تدریجاً به سمت بازتعریف رابطه‌اش با قدرت سوق می‌دهد.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که

«اعتراض‌ها چگونه مهار می‌شوند؟»

بلکه این است:

چگونه می‌توان مشروعیت آسیب‌دیده را بازسازی کرد؟

  • نویسنده : ایرانیان تحلیل
  • منبع خبر : ایرانیان تحلیل