عادی‌سازی اختلال؛ چگونه بحران‌ها در ایران به روال روزمره تبدیل شده‌اند؟
عادی‌سازی اختلال؛ چگونه بحران‌ها در ایران به روال روزمره تبدیل شده‌اند؟
ایرانیان تحلیل _ وقتی قطع اینترنت دیگر شوک ایجاد نمی‌کند، آلودگی هوا به خبر روزمره بدل می‌شود و اختلال خدمات عمومی با «تحمل» پاسخ داده می‌شود، مسئله فقط تکرار بحران‌ها نیست؛ مسئله، عادی‌شدن اختلال است. پدیده‌ای که آرام و بی‌صدا، حساسیت اجتماعی را کاهش می‌دهد و هزینه‌های پنهان اما عمیقی بر جامعه تحمیل می‌کند.

عادی‌سازی اختلال؛ یک تعریف ساده اما هشداردهنده

عادی‌سازی اختلال به وضعیتی اشاره دارد که در آن بحران‌های مکرر — از اختلال زیرساخت‌ها گرفته تا فشارهای معیشتی — به‌تدریج از وضعیت بحرانی خارج شده و به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شوند. در این شرایط، جامعه واکنش‌های هشداردهنده اولیه خود را از دست می‌دهد و به جای مطالبه‌گری، به سازگاری اجباری روی می‌آورد.


از بحران تا روال؛ چه زمانی شوکه نشدن شروع شد؟

در ابتدا، هر بحران با موجی از واکنش اعتراض و نگرانی همراه است. اما تکرار مداوم، نبود پاسخ روشن و عادی‌نمایی رسمی، یک مسیر مشخص می‌سازد:

بحران → بی‌پاسخی → تکرار → عادت.

این چرخه باعث می‌شود اختلال دیگر استثنا نباشد، بلکه به قاعده تبدیل شود؛ قاعده‌ای که حتی برنامه‌ریزی زندگی روزمره نیز بر مبنای آن تنظیم می‌شود.


هزینه‌هایی که در هیچ قبضی دیده نمی‌شوند

عادی‌سازی اختلال فقط یک مسأله روانی نیست؛ پیامدهای واقعی و قابل اندازه‌گیری دارد:

  • هزینه زمان: اتلاف ساعت‌ها برای دور زدن اختلال‌ها
  • هزینه روان: فرسایش امید، افزایش اضطراب و بی‌اعتمادی
  • هزینه اجتماعی: تضعیف سرمایه اجتماعی و مشارکت جمعی
  • هزینه تصمیم‌گیری: کاهش افق فکر بلندمدت

این هزینه‌ها در هیچ گزارش رسمی ثبت نمی‌شوند، اما مستقیماً کیفیت زندگی را هدف می‌گیرند.


چه کسانی از عادی‌سازی اختلال سود می‌برند؟

وقتی اختلال عادی می‌شود، فشار اجتماعی برای اصلاح کاهش می‌یابد. در چنین فضایی:

  • پاسخ‌گویی به تعویق می‌افتد
  • تصمیمات مقطعی جای راه‌حل‌های ساختاری را می‌گیرند
  • مدیریت بحران، جایگزین حل مسئله می‌شود

در این میان، جامعه هزینه می‌دهد و بحران باقی می‌ماند.


عادی‌سازی اختلال و نسل آینده

نسلی که با اختلال بزرگ می‌شود، آن را به‌عنوان نُرم می‌شناسد. این نسل:

  • زودتر سازگاری منفعلانه را یاد می‌گیرد
  • کمتر انتظار ثبات ساختاری دارد
  • مطالبه‌گری را پرهزینه و بی‌ثمر می‌بیند

تغییر آرام اما عمیق، دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.


راه بازگشت وجود دارد؟

عادی‌سازی اختلال یک مسیر یک‌طرفه نیست. بازگرداندن حساسیت اجتماعی نیازمند:

  • شفاف‌سازی به‌جای عادی‌نمایی
  • پاسخ‌گویی زمان‌مند
  • به رسمیت شناختن هزینه‌های پنهان بحران‌ها

بدون این عناصر، اختلال فقط شکل عوض می‌کند، نه اینکه پایان یابد.


جمع‌بندی | نقطه فکر

وقتی اختلال عادی می‌شود، مطالبه‌گری به تعویق می‌افتد.

و جامعه‌ای که مدام خود را با بحران تطبیق می‌دهد، به‌تدریج توان تغییر آن را از دست می‌دهد.

  • نویسنده : ایرانیان تحلیل
  • منبع خبر : ایرانیان تحلیل