ایرانیان تحلیل –در ایران امروز، میراث فرهنگی دیگر صرفاً روایت گذشته نیست؛ این میراث به صحنه جدال خاموش میان نسل جوان و روایت رسمی تبدیل شده است. نوجوانان و جوانان، آیینهای کهن ایرانی را در کنار مناسبتهای جهانی بازخوانی میکنند و از دل این ترکیب، هویتی تازه میسازند؛ هویتی که نه تقلید محض است و […]
ایرانیان تحلیل –در ایران امروز، میراث فرهنگی دیگر صرفاً روایت گذشته نیست؛ این میراث به صحنه جدال خاموش میان نسل جوان و روایت رسمی تبدیل شده است. نوجوانان و جوانان، آیینهای کهن ایرانی را در کنار مناسبتهای جهانی بازخوانی میکنند و از دل این ترکیب، هویتی تازه میسازند؛ هویتی که نه تقلید محض است و نه انکار گذشته، بلکه واکنشی مستقیم به حذف، محدودسازی و تکروایتی فرهنگی.
در سالهای اخیر، شکاف میان سیاست فرهنگی رسمی و زیست واقعی جوانان عمیقتر شده است. آیینهایی که زمانی حامل شادی جمعی بودند، یا به حاشیه رانده شدهاند یا در قالبهای محدود و کنترلشده بازتولید میشوند. همین فاصله، نسل جدید را به سمت بازتعریف مستقل نمادها، مناسبتها و حتی تقویم فرهنگی سوق داده است.
چهارشنبهسوری؛ از سنت جمعی تا کنش اجتماعی
چهارشنبهسوری برای بسیاری از جوانان، دیگر صرفاً یک آیین تاریخی نیست. این مراسم به بستری عمومی برای ابراز حضور، تخلیه هیجانی و نمایش هویت جمعی تبدیل شده است. زمانی که شادی در فضاهای رسمی محدود میشود، آیینهای سنتی کارکردی فراتر پیدا میکنند. و به کنشهای اجتماعی بدل میشوند.
جوانان از طریق نور، صدا، حرکت و تجمع، پیام مشخصی ارسال میکنند: فرهنگ زنده، بدون مشارکت نسل جدید دوام نمیآورد. هرچه سیاست فرهنگی فاصله بیشتری با این واقعیت بگیرد، آیینها معنای اعتراضیتری پیدا میکنند. و کنترلناپذیرتر میشوند.
ولنتاین و کریسمس؛ رقابت فرهنگی یا واکنش اجتماعی؟
گرایش بخشی از جوانان به مناسبتهایی مانند ولنتاین یا کریسمس، الزاماً نفی هویت ایرانی نیست. این انتخابها اغلب واکنشی به کمرنگ شدن. روایتهای رسمیِ عشق، شادی و مناسبات عاطفی در فرهنگ بومی است. وقتی مناسبتهای داخلی امکان بروز آزادانه ندارند، نسخههای جهانیِ پررنگتر جای آنها را میگیرند.
این روند نشانه گسست فرهنگی نیست؛ بلکه علامت یک خلأ است. خلأیی که سیاستگذاری فرهنگی نتوانسته آن را با روایتهای جذاب، بهروز و قابلهمذاتپنداری پر کند.
عدالت میراثی؛ مطالبه پنهان نسل جدید
نسل جوان امروز فقط در پی شادی نیست؛ این نسل «عدالت میراثی» مطالبه میکند. جوانان میپرسند چرا برخی دورهها و نمادهای فرهنگی برجسته میشوند و بخشهای دیگر، به حاشیه میروند یا سانسور میشوند. بازگشت به نمادهای ایران باستان، اسطورهها و آیینهای فراموششده، پاسخی مستقیم به همین نابرابری روایی است.
این گرایش، نوستالژی ساده نیست؛ تلاشی برای بازسازی هویتی است. که در روایت رسمی، دچار گسست. و تکهتکهشدن شده است.
میراث زنده، بدون نسل جوان دوام نمیآورد
هیچ میراثی بدون انتقال فعال میان نسلها زنده نمیماند. اگر جوانان در تعریف. و بازتولید آیینها نقشی نداشته باشند، فرهنگ به شیء موزهای تبدیل میشود؛ محترم، اما مرده. تجربه جهانی نشان میدهد. مشارکت، گفتوگوی میاننسلی. و انعطاف فرهنگی، ستونهای اصلی پایداری هویتاند.
نادیده گرفتن. بازخوانیهای جوانانه، نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه شکاف فرهنگی. را عمیقتر میسازد. به رسمیت شناختن. این صداها میتواند. تقابل را به گفتوگو تبدیل کند.
نقطه فکر – ایرانیان تحلیل
نسل جوان ایرانی، میراث فرهنگی. را در خیابان، شبکههای اجتماعی و آیینهای شهری. از نو روایت میکند. این نسل از دل محدودیتها، زبان تازهای برای هویت میسازد. اکنون انتخاب اصلی. پیشروی سیاستگذاران فرهنگی است: تقابل پرهزینه یا همراهی هوشمندانه.
- نویسنده : ایرانیان تحلیل
- منبع خبر : ایرانیان تحلیل



















































