یک ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران گذشته است. در میان این روزهای سنگین، صدای قلمهایی که خاموش نمیشوند به گوش میرسد؛ قلمهایی که به جای تفنگ با کلمه میجنگند. پویا محسنی در این یادداشت با نگاهی انسانی و اجتماعی از رسالت روزنامهنگار ایرانی سخن میگوید رسالتی که نه در سایه مدال و جایگاه، بلکه در روشنایی ایمان به وطن معنا مییابد.
نویسنده:
پویا محسنی – روزنامهنگار و فعال رسانهای
تفنگ من، قلم من است ؛ سراب آزادی با طعم خون!
یک ماه از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به کمک اسپانسرهای منطقه ای خود به کشور عزیزمان میگذرد و در این مدت بارها تصمیم بر نگارش يادداشت گرفته ام ولی وظيفه اطلاعرسانی و تسهیل برای رسانه ها این امکان را از بنده سلب کرده است.
اما امروز خطاب من همکاران و همراهان خودم و قلم به دستانی است که در مدت اخیر به هر نحو در صحنه بوده و با همه انتقادها و دلخوری های خود برای وطن قلم زده یا توليد محتوا کرده اند.
یک روز همه ما خواهیم رفت، توسط عزرائیل ولی خدا کند وقتی میرویم سرافزار باشیم و نه سرافکنده. بنده بارها عزرائیل را زيارت کرده و قسمت نبوده که بتواند وظيفه خود را انجام دهد ولی هر بار بیشتر از ديروز بنده به وظيفه خود آگاهتر شده ام، که بايد جنگيد و مبارزه کرد با عزرائیل و به خصوص با اسرائیل که با همراه کردن آمریکا و برخی از کشورهای منطقه به نام بشر مشغول کشتن بشر است.
در بیست سال گذشته به خاطر لطف تومورهای انسانی به خود و حذف امثال بنده توسط مدعیان عدالت و دین و مذهب و…. بارها و بارها چشمانم خیس شده و قاعدتا امروز هيچ تعلقی به کارگزاران و افراد و مدیران نظام و حکومت نباید داشته باشم، ولی مگر میشود به تجاوز به خانه و خاکت بی تفاوت بود؟
اگر من روزنامه نگار جنایات مدرسه میناب و ورزشگاه لامرد و کشتن افراد بیگناه را ببينم و کماکان بی تفاوت باشم نباید نام انسان را برخود بگذارم و وجدان و شرف انسانی را چه میشود.
پس توصیه بنده خطاب به آن دسته زیادی از افرادی است که بدون اینکه مدعی چيزی باشند شب و روز مشغول نوشتن و ثبت قاب هایی از جنایت های جنگی و حضور در صحنه های مردمی هستند.
برادر و خواهر من بدانید و آگاه باشید هيچ کسی و گروهی و جناحی بابت کاری که شما اين روزها انجام میدهید نه حکمی و نه مدالی و نه جایگاهی به شما نمیدهند و نیک آگاه باشید که فردای پیروزی دیر آمدگانی که میخواهند زود بروند و اين روزها در سايه هستند قیافه گرفته و از هر طیف سیاسی و فکری که باشند جوری رفتار می کنند که انگار همه کارهای رسانه ای را آنها انجام داده اند ولی شما محکم مثل قبل کار خود را انجام دهید که علاج در وطن است ، باقی لب و دهن است.
قلم و دوربین ما يک تفنگ است و در اين جنگ نابرابر در حد توان وظيفه و مسؤولیت خويش را انجام داده و انشالله آنکه بايد ببیند میبیند.
اين روزها همه ما با هر تفکر و دیدگاهی يک هدف داریم و آن وطن است ، دعواها و رقابت های سیاسی و صنفی و گروهی باشد برای وقتی ديگر.
در جنگی که رسانه های فارسی زبان خارجی اتاق جنگ دشمن هستند بواقع در خدمت دشمن و عليه مردم خود هستند ، و با سراب آزادی ولی با طعم خون به کار خود مشغول هستند کسی به ما حقوق دلاری و سیم کارت سفيد و سياه و امکانات و پشتیبانی های آنچنانی نمی دهد ولی تخصص ما و وطن پرستی ماست که بر هر چيز پیروز است.
شاید عزيزی از من پويا محسنی خوشش نیایید ولی به خاطر هدفی بزرگتر امثال من کوچک را تحمل کند چرا که؛ ما زندهایم مثل امید، این چند روزه را دشمنان، بر کشتن افتخار کنند. علاج در وطن است، دنیا فقط لب و دهن است. خدا مراقب ماست جز خیر ما ندید و نخواست، آری خدا در همه جاست.
- نویسنده : پویا محسنی
- منبع خبر : ایرانیان تحلیل




















































